خرید بک لینک

درباره سایت

44/ فیک

امکانات وب

73/ کهکشان کهکشان، کهکشان، کهکشان، چه کلمه با مسمایی.جایی که به دنیا آمدیم، زندگی میکنیم و خواهیم مرد.محلی که عاشق شدیم، زیر باران قدم زدیم و بیمحابا با شاپرک ها رقصیدیم.به راستی کهکشان چیست؟ چگونه معنا میشود؟ ما به کهکشان معنا میدهیم یا کهکشان به ما؟ نمیدانم.سالها پیش در رویاهایم دخترکی را دیدم که لبخندش بازتاب تابان ترین حالت نور خورشید بود. دختری که امید را باور داشت و قلبش سرشار از صلح بود. دختری که میخواست کهکشان را نجات دهد.سالها بعد در رویاهایم دخترکی را دیدم که قلبش سیاه شده بود و در کهکشانی پر از سیاهی زندگی میکرد. کهکشان قلبش را سیاه کرده بود یا او کهکشان را؟ نمی دانم.ولی در این زمان و در این مکان آدمهایی را میشناسم که هدفشان کمتر از نابودی کهکشان نیست. آدمهایی که در اطراف ما هستند و انرژیهای منفی در اطرافشان فوران میکند. آنهایی که فقط زندهاند زندگی کردن را نمیشناسند.واقعاً چه میشود کرد؟ نمیدانم. ولی این را خوب میدانم که با دوست داشتن میشود نجات داد کهکشان را. یا شاید هم آدمهای این کهکشان را.حال که بیشتر فکر میکنم، ما به کهکشان معنا میدهیم. مایی که میتوانیم انتخاب کنیم که چه بلایی سر این کهکشان مظلوم بیاوریم. دقیقا، خودِ ما آدمها.پس دو راه بیشتر نداریم؛ اینکه زنده باشیم یا زندگی کنیم. من که راه دوم را انتخاب میکنم. شما چطور؟ نمیدانم. &#

برچسب: نویسنده: اشکان باقری تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 4:15

کلمه هایم را دزدیده اند.
به من نگاه کن.. وقتی نیستی دیگر نمی توانم بنویسم.
ای حافظ کلمات سحرآمیز من.

برچسب: نویسنده: اشکان باقری تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 4:15

76/ ماها

ما اون موقع به جدایی فکر نمیکردیم؛ تنها چیزی که میدونستیم این بود که چهقدر همدیگه رو دوست داریم و چهقدر عاشقیم..

نوشته شده در یکشنبه هفتم آبان ۱۳۹۶ساعت 20:31 به قلم میرا |


برچسب: نویسنده: اشکان باقری تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 4:15

77/ میترسم از معمولی بودن!

امروز شبیه یه خواب بود. خوابی که نه خوب بود و نه بد. معمولی بود. و من چه قدر میترسم از این معمولی بودن و معمولی ماندن.

نوشته شده در سه شنبه نهم آبان ۱۳۹۶ساعت 23:16 به قلم میرا |


برچسب: نویسنده: اشکان باقری تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 4:15

الهه می گه "عین رفتن جان از بدن"

من می گم "عین گشتن و گشتن و پیدا نکردن"

برچسب: نویسنده: اشکان باقری تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 4:15

یوسف علیخانی میگه:

ما آدمیزاده چون دو پا داریم، آرام نداریم.

برچسب: نویسنده: اشکان باقری تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 4:15

[ میگفت اگر مواظب قلبش نباشد، دوباره عاشق یک آدم اشتباه می شود. با خود می گفتم مواظب قلبت باشه. مواظب باش..] واقعا چه طوری میشه جلوی قلب رو گرفت تا عاشق نشه؟

برچسب: نویسنده: اشکان باقری تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 4:15

82/ بروید و فریاد بزنید احساسی که دارید را ..بروید فریاد بزنید توی صورت طرفتان!فردا دیر میشود. فردا خیلی دیر میشود.و شمایی میمانید که دیگر آن آدم سابق نیست.احساساتتان را فریاد بزنید!نگران عکس العمل نباشید..هر چه بشود، بهتر از کلنجار رفتن با خود در آینده است که چرا نگفتم، ممکن بود بشود.پس فریاد بزنید. همین الان تصمیم بگیرید و بلند فریاد بزنید.! نوشته شده در جمعه هفدهم آذر ۱۳۹۶ساعت 1:56 به قلم میرا |

برچسب: نویسنده: اشکان باقری تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 4:15

صفحه بندی